پ.ن. روح ِ بلند و پر فتوح ِ من درازتر شده...
رکود، انگار بخشی از زندگی می شود و به آرامیِ لغزيدنِ قطراتِ بخارِ آب روی شيشه، در تو نفوذ مي کند وبه شکلِ عادت در می آيد.عشق را هم در وجودت سرکوب مي کند...
هی غريبه!چقدر ملال آور است وقتی که هيچ کاسه ای زير نيم کاسه نيست.
بعد نوشت: این نوشته فاقد ِ هر گونه ارزش ِ وصف ِ حالی می باشد! به جز خط ِ آخر البته! :دی
بعد نوشت: این نوشته فاقد ِ هر گونه ارزش ِ وصف ِ حالی می باشد! به جز خط ِ آخر البته! :دی
رکود چه چیزهایی رو که سرکوب نمی کنه
پاسخ دادنحذفسخن من
پاسخ دادنحذفنه از درد ایشان بود
خود از دردیست که ایشانند...
کاش بعد نوشت را نمی نوشتی!
پاسخ دادنحذفبا اینکه همان دو خط اول را نمی فهمم اما به قول دوستی به نظرم مزخرف خیلی خوبی می رسد.;)
عرض ارادت
بعد نوشت را از آن جهت نوشتم که خواننده های محترم فکر نکنند در این شلوغی ِ زندگی دچار ِ رکود هم شده ام!این یک قلم فعلا دور از من مانده!شاید هم من از او دورم! به گمان ِ خودم! ;)
پاسخ دادنحذف« مزخرف ِ خیلی خوب » هم دلچسب بود! دست ِ شما درد نکند! :)
طول ِ ارادت آقا! ;)
"هی غريبه!چقدر ملال آور است وقتی که هيچ کاسه ای زير نيم کاسه نيست."
پاسخ دادنحذفاینو دوست دارم
!
پاسخ دادنحذف