احساسات ِ نه چندان سازگار ِ یک منطق خوان

موومان ِ اول:

کاش  تو هم  نبودی...

موومان ِ دوم:

کاش  توهم  نبودی...



پ.ن. جرقه ی این نوشته اینجا زده شد.

نظرات

  1. کاش تو هم توهم نبودی...
    چه خوبه این نوشته! :)

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام رفیق، (اه اه بدم از کمنیستها میاد- ولی "سلام دوستم" هم خیلی دخترونست!! :-)) )

    تصور میکنم ناسازگاری در مورد احکام(ادعاها) پیش میاد. حالااحساسات هم مگه ناسازگار میشه؟ (پا برهنه)

    دکتر رمضانیان یه وبلاگ داره من تازگی کشفش کردم. به نظرم جالب اومد. شاید برای توهم جالب باشه. http://andishkade.blogspot.com/

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام احسان! :)
    فکر کنم اگر به جای «رَفیق» بگی «ر ِفیق» نه خیلی کمنیستی بشی که دوست ندشته باشی و نه شاید خیلی دخترونه! ;)

    در مورد ِ تصورت هم به گمونم درست می گی. منتها آیا احساسی که بیان می شه نمی تونه «ادعا» باشه؟
    به خاطرِ وبلاگ هم مرسی. لطف کردی گفتی! :)

    پاسخ دادنحذف
  4. درسته، میشه گزارش متناقضی از احساسات ارائه داد. در این صورت ایراد من کمی مته به خشاش گذاشتن خواهد بود.
    اگر تناقضی در یه نظریه ی فیزیکی مقبول پیدا بشه نمیگیم که در این صورت "جهان متناقضه" میگیم تناقض مربوط به ادعاهای نظریه ی ماست. به همین صورت به نظرم عجیب اومد که بگیم احساسات متناقضند، شاید در بیانشون تناقض باشه.

    پ ن: هگل با ادعای "سازگار بودن جهان" مخالفه، اون معتقد بود که تناقض واقعاً در جهان وجود داره.

    پاسخ دادنحذف
  5. گذشت فرصت ماندن عبور باید کرد؟؟؟
    .
    .
    .
    سپاس از لطفتان

    پاسخ دادنحذف
  6. کاش «تو» هم توهم بودی
    مثل «من» !
    میوه ی توهم «تو» با «من» تنها یک حقیقت بود : «تنها»
    و تنهایی ، سنگین می شود از «تن» ها
    از «تو» ها
    «من» ها

    تنهایی ِ تمامی تن ها را
    تنها به تمامی تنهایان
    تسلیت می گویم
    غم آخر باشد
    غم آخر باشد . . .

    پاسخ دادنحذف
  7. هوش ِ کام ِ تن بودی!

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. بعد-نوشت:
      گاهی چسب زدن ِ تنها کفایت نمی کنه رفیق! باید اجزای ِ پیاله رو در هم شکست!

      حذف
    2. باهوش‌ترینی و من عاشق‌ترینم برات...

      حذف

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

آیا خواب مرا ندیدی؟

"ناگزیر انسانِ بی‌گریز"

Memory is full!